حسینیه حضرت ابوالفضل العباس جنوب غرب تهران (طامه ایها مقیم تهران)
آدرس : تهران جاده قدیم کرج شهرک سینا کوچه 6 ب (شهید غلام نزاد) حسینیه حضرت ابوالفضل العباس
درباره وبلاگ


حسین قنبری طامه فرزند مرحوم حاج رضا قنبری متولد تهران بزرگ شده در محله سلجه روستای طامه

مدیر وبلاگ : حسین قنبری طامه
نظرسنجی
برای بهبود امور حسینیه و انجام کارهای فرهنگی و تامین هزینه های آن نظر خود را ارسال فرمائید






موسی(علیه‌السلام) برای آخرین بار گفت: ای زمین آن‌ها را بگیر! زمین قارون و كاخ او را در كام خود فرو برد.[70]ماجرای گاو بنی اسرائیلدر میان قوم موسی یك نفر كشته شد وز قاتلش كس بی‌خبرپیكر مقتول در خون غوطه ور لیك از قاتل نمی‌بودی اثرماجرای گاو بنی اسرائیل مختلف نقل شده، ولی آن‌چنان كه از تواریخ و تفاسیر استفاده می‌شود، انگیزه قتل در ماجرای بنی اسرائیل را، مال و یا مسأله ازدوج دانسته‌اند، در اینجا دو تا از آن روایات را ذكر می‌كنیم:الف) در روایتی آمده كه: مردی از بنی اسرائیل پسر عموی خویش به نام« عامیل» را كه از نیكوكاران قوم بود، به جرم آن‌كه با دختر دلخواه او ازدواج كرده بود، ناجوانمردانه به قتل رسانید.ب) در بعضی روایات دیگر آمده است كه: در میان بنی اسرائیل پیرمردی ثروتمند زندگی می‌كرد، فرزندان برادرش به طمع ثروت عموی خویش، فرزند وی را به قتل رسانده، سپس با حیله و تزویر وانمود به خیرخواهی او نمودند.به هر حال جوانی در میان بنی اسرائیل به طرز مرموز و مشكوكی كشته شده بود، در آن زمان كشتن كسی در میان بنی اسرائیل جرمی بسیار بزرگ شمرده می‌شد، و از طرفی چون قائل مشخص نبود، در میان قبائل و اسباط بنی اسرائیل درگیری ایجاد شد، هر یك آن را به طایفه و افراد دیگر نسبت می‌دادند و خویش را تبرئه می‌كردند. داوری را برای حل مشكل بوجود آمده، نزد موسی(علیه‌السلام) فرستادند و حل مشكل را از او خواستار شدند، چون از طریق عادی حل این قضیه ممكن نبود و از طرفی ادامه این كشمكش ممكن بود، منجر به فتنه عظیمی در میان بنی اسرائیل گردد.موسی(علیه‌السلام) حل مشكل را از درگاه خداوند خواستار شد، خداوند دستوری به وی داد، موسی(علیه‌السلام) آن دستور را به قوم خود چنین بیان كرد: «خداوند به شما دستور می‌دهد ماده گاوی را ذبح كنید و قطعه‌ای از بدن آن را به مقتول بزنید تا زنده شود و قاتل را معرفی كند و درگیری پایان یابد.»بنی اسرائیل از روی تعجب گفتند: آیا ما را مسخره می‌كنی؟موسی(علیه‌السلام) در پاسخ آن‌ها گفت: به خدا پناه می برم كه از جاهلان باشم. پس از آن‌كه آن‌ها اطمینان پیدا كردند، استهزایی در كار نیست و مسئله جدی می‌باشد، به وی گفتند: از خدا بخواه برای ما روشن كند كه این ماده گاو، باید چگونه باشد.موسی(علیه‌السلام) در پاسخ آن‌ها گفت: خدا می‌فرماید: ماده گاوی كه نه پیر و از كار افتاده و نه جوان باشد، بلكه میان این دو باشد، آنچه به شما دستور داده شد زود انجام دهید. آن‌ها دوباره گفتند: از خدا بخواه كه چه رنگی داشته باشد.موسی(علیه‌السلام) گفت: خداوند می‌فرماید: گاوی زرد رنگ كه رنگ آن بینندگان را شاد كند، عجیب این است كه باز هم به این مقدار اكتفا نكردند و هر بار با بهانه جویی كار خود را مشكل تر ساخته و دایره وجود چنان گاوی را تنگتر نمودند و گفتند: از خدا بخواه، كه بیشتر توضیح دهد، زیرا چگونگی این گاو برای ما مبهم است، اگر خدا بخواهد ما هدایت خواهیم شد.مجدداً موسی(علیه‌السلام) گفت: خدا می‌فرماید: گاوی باشد كه برای شخم زدن، رام نشده و برای زراعت آبكشی نكند و از هر عیبی بركنار باشد و حتی هیچ گونه رنگ دیگری در آن نباشد، در اینجا كه گویا سؤال دیگری برای مطرح كردن نداشتند گفتند: حالا حق مطلب را ادا كردی؟سپس گاو را با هر زحمتی بود به دست آوردند و آن را سر بریدند، ولی مایل نبودند این كار را انجام دهند و دم گاو را قطع نموده و به مقتول زدند، او به اذن خدا زنده شد و قاتل خود را معرفی كرد. [71]

ی كه شخص عالم (خضر) او را به قتل رساند، نوشته شده بود كه وی د

نوع مطلب : قصه های قرانی، 
برچسب ها : گوساله پرستی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

فال حافظ

فال حافظ